


بارون ميگه:اشك به چشم يار اومده
دلش گرفته به ديدار اومده
نگاش نگرون به دنبال توست
قلب شكستش به تيمار اومده
يعني اينكه دلش مست توست
يعني هستيش از هست توست
او امشب جام شوكران خورده
اينك زندگيش در دست توست
يعني نگاش به دنبالت گشته ست
يعني نگاش به دلت بسته ست
تو اونو هيچوقت تنها نذار
دلش از دست دنيا خسته ست
يعني آب از چشمش مي جوشه
ابر ميادو روشو مي پوشه
يار وقتي خيلي تشنه اش بشه
جرعه اي از جام شراب مي نوشه
يعني برا يار غمي بزرگ رسيده
ابر غمگين، ابرو در هم كشيده
رو بوم نقاشيش اون بالا
قطره اشكي به چشم يار كشيده

هيچکي درد اين دلو هيچوقت نفهميد
همه يه جوري بهش خنجر زدن
يکي با مهربونيش دروغ مي گفت
يکي هم مهربونيشو رو نکرد
امروز از همه ديگه دلم گرفت
گفتم قيد همه چي رو مي زنم
اما حرفام همه از خستگيه
مي دونم فردا بشه پشيمونم
چه کنم اين دل صاحب مرده من
هميشه بهونه اونو داره
ميگه قيد هر کي رو خواستي بزن
ولي هيچ وقت اونو از دست نده
خدايا صبر منم ديگه داره تموم ميشه
آخه بسه تا به کي در به دري
همه روزا مثل هم شدن ديگه
زمان داره ميگذره خيلي سريع
اگه اون نياد نمي گم مي ميرم
ولي عمر من نداره ثمري
اگه اون نياد مي ميره اين دلم
عمر من تلف ميشه تو خستگي

