ღعـــــشقღ
|
حسین: امان از دل زینب کاروان می رود آهسته و نرم زینب زیر لب آرام زمزمه میکند حسین حسین غریبانه زینب را نجوا می کند آسمان شرمنده کاروان است و آب. . . . . رقیه به دور دست خیره میشود و زیر و بی صدا ذکر یا زهرا می گوید عباس سر به زیر یا حسین می خواند. ام البنین لا لایی اصغر را جانسوزتر زمزمه می کند. و باز زینب بی صدا فریاد می زند حسین...حسین...حسین... اندرز گناهکار: شخصی خدمت امام حسین(ع) رسید و گفت: من مردی گناهکارم و در برابر گناه تاب نمی آورم. مرا نصیحتی فرما! فرمود پنج کار را انجام ده. انگاه هر چه خواهی گناه کن. اول:روزی خدا را مخور و هر چه خواهی کن. دوم:از قلمرو و فرمانروایی خدا بیرون شو و هر چه خواهی کن. سوم:به جایی برو که خدا تو را نبیند و هر چه خواهی کن. چهارم:هر گاه فرشته مرگ آمد تا جان تو را گیرد او را زخود بران و هر چه خواهی کن. پنجم:هر گاه مالک دوزخ تو را در آتش افکند در آتش مرو و هر چه خواهی کن.
افسوس
چهارشنبه 12 دی1386
تا نبینی اشکهای سردم را. لحظه های با تو بودن شیرین اما پر از وحشت دلهره اضطراب نگاهت پر از معنا صدایت پر از صداقت دلت مملو از محبت سینه ات مالامال از عشق کلامت شیرین قصه هجرانت پر از اندوه. دوست دارم با خطی خوش بر صحیفه روزگار قصه هجرانت را عاشقانه بنگارم خیره در چشمانت با صداقت حرفهایم را بگویم تو سکوت کنی و فقط گوش فرا دهی. در ساحل چشمانت شناور باشم و همراه اشکهایت بر گونه ات سرازیر شدم. سرانجام کنج لبانت جان فدا کنم به لبت به گیسوانت به قشنگی صدایت به کمان ابروانت به دل سخت چو سنگت به دو جشم قهوه ای رنگت به قشنگی دو دیده به غمی که کز تو رسیده به شب و نور و سپیده به تمام کهکشان ها به تمام آسمان ها به ستارگان روشن به تمام باغ و بستان به صداقت گلستان به کبوتران زیبا به گل و گیاه و صحرا به چمن به دشت و دریا به خدا اگر بخندم به خدا اگر بگریم تویی آخرین بهارم تویی بهار عمرم
عشق
چهارشنبه 5 دی1386
به دنبال یه عشق صادقونه
بشه تنها چراغ توی خونه
بدنبال یه عشق بی بهونه
نشه بدتر نمک رو زخم کهنه
چیزی به جز یه دنیا اشک ندیدم
منو از او من خسته جدا کرد
تموم زخمامو یهو دوا کرد
با لبخندش منو از من جدا کرد
خیال کردم فقط عشقه می مونه
واسم موندش فقط بغض شبونه
خدا هم خوب اینو خودش میدونه
میخونم باز هنوزم عاشقونه
دیگه به آخر جاده رسیدم
|
|
|